سلام .چند روزی بود که هوا خیلی گرم شده بود وبعد از اون گرمتهای شدید بالاخره هفته پیش بارون اومد . واون روز صبح که من و شما وبابایی صبح داشتیم می رفتیم بیرون که بابایی وشما من و سر کارم برسونین و تو که دیدی از اسمان بارون میاد واز اونجایی که بارون و تا حالا ندیده بودی خیلی با مزه گفتی آبه آبه!!!!!!!!!!!!!!و مامان آذر بهت گفت عزیزم اون بارونه وتو زودی گفتی بانون...الهی فدات بشم که چقدر باهوشی وبا یکبار گفتن یاد گرفتی ... وتوی ماشین این شهر بچگی خودمون رو چند باری برات خوندم بارو میاد جر جر پشت خونه هاجر هاجر عروسی داره دمب خروسی داره ................. فردایی که دوباره بارون شروع شد .دیدم که شما با خوذت داری می گی بانون جر جر ......بعدا متو...